السيد الطباطبائي

100

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

برعكس است اگر اين قاعده درباره خدا جارى شود خدا مكانمند و زمانمند مىشود . و تعالى الله عن ذلك . سخن محى الدين مصداق مغالطه است ؛ براى فرار از حدّ و محدوديت ، بايد همه حدّها و محدودها را خدا بدانيم ! ! ! ( شرح بيش تر در همان كتاب ) . زمانى برخى ها به محض شنيدن نام محى الدين مى گفتند : امام خمينى ( قدس سره ) محى الدين را تأييد كرده و نبايد سخنى دربار او گفته شود . در آن وقت در مقدمه كتاب « نقد مبانى حكمت متعاليه » و مقدمه « محى الدين در آئين فصوص » ، توضيح دادم كه اينان مراد امام را به خوبى دريافت نكرده اند . و در مقاله « پاسخ به پنج پرسش ايميلى - بخش توحيد و خدا شناسى » ، عين كلام امام را آورده ام كه با بيان محكم و شديد ، محى الدين را ردّ كرده است « 1 » بيان كاملًا نصّ و روشن كه به هيچ وجه قابل تأويل نيست . شاگرد علامه طباطبائى : شاگرد علامه به جاى اين كه راه علامه را برود ، همين راه محى الدين را مى رود ؛ در يكى از آثار چاپ شده اش مى گويد : خداوند در همه جا هست ، هيچ جائى ، نيست مگر خداوند در آن جا هست ، پس مجالى براى غير خدا نيست . اين حضرت توجه ندارد كه ابتدا خدا را مكانمند مىكند سپس نتيجه مى گيرد كه خداوند همه جا وحتى درون هر ذره و خود هر ذرّه را اشغال كرده و جائى براى ديگر اشياء نيست ، پس هر چه هست همه خدا هستند . و توجه ندارد كه خداوند مكانمند نيست او خالق مكان است ، در همه جا هست و هيچ جائى را نيز اشغال نمى كند تا جائى براى اشياء ديگر نماند . همين آقا ( در راديو معارف ، 4 / 9 / 1388 ساعت 5 / 22 ) حديث زير را چنين معنى كرد :

--> ( 1 ) - سايت بينش نو - بخش مقالات - پاسخ به پنج پرسش ايميلى - توحيد و خدا شناسى .